//-->



توضيحات




دوستان




تبليغات



آرشيو




كرگدن




گوركن




توله سگ




Friday, July 02, 2004

بعد از یه ربع تلاش تونستیم این کلید لای سممون رو بچپونیم تو قفل در و خودمون و بندازیم تو .
تو عالم مستی یه لحظه دو به شک موندیم که از بیرون اومدیم تو طویله یا از اونجا اومدیم بیرون !
لعنتی ! اینجا که از اون بیرون هم تاریکتره !
کسکشا صد بار گفتم اون قبض کووفتی و بریزین که نیان زرت برق و قطع کنن . ای خدا با یه مشت کیون گشادتر از خودمون داریم تو این طویله ...
آآآآآآآخ ... کس کش تخمم و لگد کردی .
کس و کونت و جمع کن مادرجنده . تو این تاریکی خودتو ولو کردی دم در . تخم اسب آبی هم اینجا جلو پام بود نمیدیدمش چه برسه به یه گورکن لاشی !
جاکش اینجا کجاش دم دره ؟ اون چشای کورت و باز کن . من گوشه اتاق نشستم .
یکم چش و چارمون و مالیدیم تا یه نمه به تاریکی عادت کنه . سرمونم هم یه تکونی دادیم که این بخارات الکل از اطراف مخچمون کنار بره و یه هوایی بش بخوره . دیدیم راس میگه این طفلک رحمت به عمه ! ( توضیح مترجم : رحمت نام درخت بسیار تنومندیست که در نواحی غرب کشور میروید . بدان حد که چنانچه به عمه کسی دخول یابد وی را از صحنه گیتی محو و به ملکوت اعلا رهنمون میسازد ! )
آخه جاکش بعد از یه شیشه الکل خوردن من تو روز روشنش هم نمیدونم دارم کجا میرم چه برسه تو تاریکی ! میمردی این کس و کیون و یه تکونی میدادی صب تو راه دانشگاه قبض برق و میریختی ؟
بابا برق که قطع نشده . چراغا خاموشه .
ما رو میگی . همچین عین ان دهنمون وا موند .
توله سگ گفته لامپا رو خاموش کنین . میخوام فضا شاعرانه باشه .
مگه داره چه گهی میخوره که میخواد شاعرانه بخوره ؟
متنای آخرش رو تو انیمالز مگه ندیدی ؟ زده تو کار شجره نامه و شعر و شاعری ! الان میگفت من یه رد پاهایی از اجدادم تو اشعار حافظ پیدا کردم . دارم در موردش تحقیق میکنم !
اینو که گفت ما کل قضیه تاریکی و تخمای این مادرجنده رو فراموش کردیم . چش انداختیم دور تا دور اتاق بلکه بتونیم حدود جغرافیاییه این توله سگ رو پیدا کنیم .
چندان کار سختی نبود . تو گوشه مقابل این گورکن... ( حضرت حق شاهده که خسته شدم بس که القاب اینو نوشتم . من بعد اگه نیاز به آوردن اسم کیریش شد یه ... میذارم خودتون با هر چی که حال میکنین پرش کنین ! ) چهار زانو نشسته بود . کتاب فوق الذکر و گذاشته بود رو تخ.. ( شرمنده منظورم همون رو پاشه ! ) چند تا شمع دور وبرش روشن کرده بود و داشت زیر لب یه کسشعرایی میگفت . وقتی دید به طرفش برگشتم یه نگاه عاقل اندر کس کش ! به ما انداخت و گفت :
کله کیری نمیتونی هر وقت میای تو سرتو مثل یه کرگدن اصیل بندازی پایین بیای بتمرگی سر جات ؟! الا باس کس شعر بگی نیم ساعت . برینی تو حواس ما ؟!
داداش بحث اصالت و میون نکش . تو دنیا همش یه نوع کرگدن وجود داره ! پس من هر گهی باشم بحثی تو اصالتم نیست . تهش متعلق به همون یه طایفه موجودم . فکر خودت باش که تو سه تا نسل قبلیت یه پیوند همخون هم نداشتین !
زر نزن کس کش . بیا اینجا بتمرگ ببین چی پیدا کردم !
یه نگاه به اون گورکن ... انداختیم و با سر یه اشاره به زیر پاش کردیم . به این معنی که مادرجنده لاشی اون بالش رو از زیر کس و کونت بنداز اینور ! ( در مورد معانی اشاراتی که به این لاشی میکنم بعدا یه متن مفصل میزنم اینجا ! )
نشتیم کنار این توله سگ ببینیم چی میگه .
ببین اینجا رو داشته باش :

نگویمت که همه ساله می پرستی کن
سه ماه می خور و نه ماه پارسا می باش

ببین مصرع دوم بیت رو نگاه کن . اون کلمه پارسا رو داشته باش . اینجا ایهام داره . من مطمئنم این اسم فاعل از مصدر پارس کردنه ! مثل کلمه کوشا که به معنی کوشش کننده استفاده میشه . منظور شاعر هم دقیقا همین بوده ... من تحقیق کردم .مطمئنم که اینو داشته به توله سگی که از مریداش بوده میگفته ! اجداد من همه دیوان حافظ میخوندن . صد در صد نسل ما بر میگرده به همون !
لابد اینجا هم داشته میگفته که اگه نشستی سه ساعت مشروب خوردی بعدش 9 ساعت بشینی کسشعر بگی دیگه !؟
توله سگ و میگی . همچین برگشت زل زد به ما . این نور شمعا هم تو قرنیه چشاش منعکس شده بود . همچین که آدم فکر میکرد ملک الموت بش خیره شده !
حیوون ! ( اینو همچین با تاکید گفت انگار ما تنها حیوون جمعیم ! ) آدم همه چی رو به شوخی نمیگیره . طلبه بحث جدی نیستی کسشعر نگو . بذار کارم و بکنم . تقصیر منه که میشینم کیون خودم و پاره میکنم معنی اینا رو در میارم بعد میشینم با شما دربارش حرف میزنم !
جاکش نصفه شبی اینجا رو کردی مثل غار اصحاب کهف ...
نکته خوبی بود ! در مورد سگ اصحاب کهف هم دارم یه تحقیقاتی میکنم !
خداییش دیگه کم آورده بودم . داشتم تو ذهنم دنبال یه جواب میگشتم که گورکن ... گفت :
آقا راستی یادم رفت بگم . شعر این دوستم تو مجله چاپ شده بود امروز . رفتم مجله رو خریدم .
بس که خری !! کسخل این رفیقت کس شعراش و کسی مفتی هم نمیخونه . تو بالاش پول میدی ؟!
حالا تو شعور نداری معنیش و بفهمی به اون چه ربطی داره ! شعراش سنگینه به عقل تو قد نمیده !
خود کس کشت معنیشو میفهمی ؟ همینی که میگی نوشته رو برام معنی کن ببینم .
معلومه ! مگه همه مثل تو بی فرهنگن ! بذار الان میخونم برات معنیش میکنم :

انگشتهایم را پس بده
ناشی از
هوا و آسمان و
زیست بازی گر تمامی خاطره ها

انگشتهایم را گاز میزنی
شاید
زنانگی ام
تمامی آوار را برای حجله های خاک
فرار باشد

انگشتهایم را ...
بوی آوار میخوانی و
سر از پا نمیشناسی

آهن مرا باردار میکند .

ببین مسلما شعور تو نمیرسه این شعر رو درک کنی . حالا من برات توضیح میدم . بلکه یکم سطح شعور و فرهنگت بره بالا . شعر خداست ! از یه صنعت ادبی جدید توش استفاده شده که هنوز اسم نداره ! سبک خود شاعره ! خواننده تا آخر شعر رو که بخونه هیچی ازش نمیفهمه تا میرسه به جمله آخر که میگه :

آهن مرا باردار میکند.

از اینجا میفهمی که شاعر خودش رو به یه آهنربا تشبیه کرده . چون آهن اون رو بار دار میکنه ! حالا باید برگردی از اول شعر رو بخونی تا معنیش رو بفهمی ! رفتی تو عمق کار ؟! حالا میرسیم به اینجا که میگه :

انگشتهایم را پس بده

حالا از اون معنای جمله آخر استفاده میکنیم . وقتی میگه انگشتهایم را پس بده . معنیش اینه که شاعر و مخاطبش دو قطب همنام یه آهنربا هستن که همدیگه رو دفع کردن . در واقع اینجا میدان مغناطیسی بین دو آهن ربا به انگشتان تشبیه شده . که میتونن اشیا رو بکشن و جذب کنن یا هل بدن و دفع کنن .

ناشی از
هوا و آسمان و
زیست بازی گر تمامی خاطره ها

این تیکه نشون میده که خاصیت آهنربایی به وجود اومده در اینها طبیعی بوده و آهنربای الکتریکی نبوده ! چون میگه ناشی از هوا و آسمان و ... یعنی ناشی از چیزای طبیعی بوده . زیست بازی گر تمامی خاطره ها کنایه از زمانه . در واقع شاعر میخواسته بگه این دافعه به مرور زمان و پیدا شدن خاصیت مغناطیسی در طرفین به وجود اومده !

انگشتهایم را گاز میزنی

اینجا منظورش اینه که علی رغم دافعه ای که بین ما به وجود اومده سعی داری دوباره من رو به طرف خودت بکشی . یه نوع تلاش نافرجام و شاعرانه رو القا میکنه .

شاید
زنانگی ام
تمامی آوار را برای حجله های خاک
فرار باشد

اینجا شاعر گله مند از روزگار با ناله میگه که شاید قطب همنام من که باعث دافعه شده ( همون زنانگی ) راهی باشه برای فرار از این واقعیت سخت زندگی که در اینجا به آوار تشبیه شده . در واقع میخواد بگه این دافعه با اینکه باعث دوری ما شده اما از یه طرف شاید باعث بشه که از این وضعیت نابسامان روحی و روانی خودم خارج بشم و همه چیز رو فراموش کنم . حالا ببین اینجا چه معنای زیبایی داره شعر بعد این جاکش بچه کونی تو انجمن ادبی بلند شد گفت : زنانگی ام تو این تیکه نشون میده که شاعر اوا بوده ! جان کرگدن حماقت ملت رو میبینی ؟! شعورشون نمیرسه یه چیزی و بفهمن کس شعر میگن . حالا میرسیم به اینجا که میگه :

انگشتهایم را ...
بوی آوار میخوانی و
سر از پا نمیشناسی

اون ... بعد انگشتهایم یه نوع توهم رو نشون میده . یعنی اینکه تو در توهمات و رویاهای خودت این میدان رو معکوس میکنی . اونجا که میگه بوی آوار میخوانی یعنی اینکه به یاد گذشته ها میافتی و فکر میکنی ما به هم میرسیم و به همین سبب از خوشحالی سر از پا نمیشناسی . این تیکش خیلی غم انگیزه . من که خوندم اشک تو چشام جمع شد . با ساده ترین جملات فقط با سه عبارت پایان یه رابطه دراماتیک عاشقانه رو به تصویر کشیده ...
حالا کم آوردی ؟! باز بشین پشت سر این کس شعر بگو .

نه جدی جدی من یکی کم آوردم دیگه ! فکرش رو هم که میکنم سردرد میگیرم ! اگه اینها رو هم نوشتم واسه این بود که بدونین ما اینجا با چه موجوداتی همزیستی داریم و دیگه سوال نکنید که چرا این وبلاگ 1 سال آپدیت نشده بود و تو این مدت این حیوونا چه گهی میخوردن و ...




Thursday, July 01, 2004


تجزيه و تحليل - حكيم عمر خيام 2




قبل از هر چيز جا دارد بگويم كه اين اولين و آخرين متن جدي اي است كه من در اين طويله پست خواهم كرد.
قبل تر از هر چيز هم بگويم كه اميد وارم شعورتان تا بحال رسيده باشد و اين نوشته را توهين بحساب نياوريد!ميدانيد كه قلم ما خوار كسده تر از اين صحبتهاست ، گرچه ما تايپ ميكنيم ولي به هر نحو مربوط است!اگر هم احيانا هرچقدر به آي كيوي خود فشار آورديد ، باز هم نرسيد ، اتفاقي نخواهد افتاد ، مجازيد خودتان را جر بدهيد!

ممكن است اين مطلب به ذهنتان خطور كند كه "بچه مگه خيام هم سنته؟"،بايد بگويم كه ما بوسيله يك حساب سر انگشتي خواهيم فهمست كه خيام حداقل 900 سال از من بزرگتر است ، پس نكته جالبي به ذهنتان خطور كرده است!ولي از آنجا كه ما اصولا آلتمان كلفت است ، اگر ميتوانيد سرش را بزنيد.يا مثلا ممكن است به ذهن بعضيها برسد كه "مگه هم قدته؟" ، بايد عرض كنم كه از قد و قامت ايشان اطلاعات دقيقي ندارم! پس اين شما و اين تحليل ادبي اين حقير از اشعار وي
اصولا ، وي آدم "بچه باحال" و "خفن كس خل" اي بوده است . بعنوان مثال رباعي زير را در نظر بگيريد



اين كوزه چو من عاشق زاري بوده است
در بند سر زلف نگاري بوده است
اين دسته كه بر گردن او مي بيني
دستي است كه بر گردن ياري بوده است



دقت كنيد كه وي چگونه با بكار گيري بس هنرمندانه صنايع ادبي ، كلمه "كس خل" را به "كوزه" تبديل نموده .همانطور كه ميدانيد وي اهل نيشابور بوده ، در نيشابور و حومه آن ، حركت ُ كشيده شده و به "او" قلب ميشود . همچنين در دهاتهاي نزديك اصفهاني ، به لحجه بومي "س" به "ز" قلب ميشود . همچنين لام آخر "خل" كه به ساكن آخر جمله رسيده است ، با نهايت دقت و ظرافت حذف شده و كلمه باقي مانده را مي توانيم بصورت "كوز خُ" بخوانيم.در اينجا قدرت شاعر قرن ششم بخوبي آشكار است.شما كجا توانسته ايد اعلالي بيابيد كه "خُ" را به "هِ" بدل سازد؟ اين امر جز بدست حكيم بزرگ ما امكانپذير نيست ...
معني كلمه زاري در مصرع اول بخوبي مشخص نيست ، در حقيقت شاعر ما را با ايهام خاصي روبرو كرده است . زاري به معني "زار" ، صفت براي عاشق از يك طرف و "زاري" به معني گريه كردن از طرف ديگر.اما قايله به اين ختم نميشود .قدرت شاعر در اين است كه با وجود اين 2 ايهام ، معني دورتر را بر گزيده.بلي."زاري" اسم دختري بوده كه حكيم ما زماني عاشق وي بوده و بعد از او روي گردانده است . به نحوي مي توان "زاري" را معادل قديم "زري" امروزي دانست . شاعر در اين مصراع با حالتي اندوهناك خاطرات تلخ خود را بازبيني كرده و بصورت فوق طرف مقابل خود را - كه احتمالا وي نيز از دختر مذكور(يعني "زاري") روي گردانده است - به سخره گرفته است :"اين كس خل هم مثل من عاشق زاري بوده"
در مصراع دوم بيت اول ، وي اشراف خود به علم جغرافيا و عالم "نعشه بازي" را بشرح زير بخوبي آشكار نموده است.همانطور كه ميدانيد "دربند" نام محله اي در تهران است."دربند" از لحاظ جغرافيايي و آب و هوايي به محله "اوشان و فشم" نزديك است ."نگاري" همانطور كه ميدانيد وسيله اي است براي نعشه بازان.وسيله اي مانند وافور كه بس بزرگتر است و انواع مختلف دارد.انواع مرغوب آن رشته هايي از چرم مزين به زيور آلات را نيز بهمراه دارد . شاعر ، رشته هاي مذكور را به "زلف" تشبيه نموده است.احتمالا شنيده ايد كه ميگويند "سيگاري بزنيم بريم اوشوم فشم!!!"و احتمالا "كليد كردن" نعشه بازان را در حين نعشگي احساس كرده ايد (براي مثال ، بعضي به زمين خيره ميشوند و بعضي روي حرف زدن كليد ميكنند!).پس با كمي دقت ميتوانيم ، مفهوم اصلي شاعر را از بيت دوم بصورت زير برداشت كنيم - كه نهايت دقت و تبحر استاد بر دو علم و عالم مذكور و تسلط به صنايع ادبي تشبيه و تضمين را بيان مي كند."وقتي كه نگاري ميكشم (علامت اين امر در جمله زير نهفته است : به رشته هاي آويزان آن نگاه ميكنم )، به اوشان ، فشم مي روم".(آقا من خودم ديگه دارم ميتركم!!!!)
در مصراع اول بيت دوم ، شاعر نزديكي خود به عوام و مردمي بودن خود را به خوبي نشان داده است .احتمالا برايتان پيش آمده كه در سفر هاي ناخواسته به جنوب شهر ، يا مكانهاي ديگر ، دست كسي را ضربه اي زنيد ، و جواب "اين دسته ها داداش!" را شنيده باشيد.احتمالا خيام ، از اينكه رقيب وي نيز شكست خورده و در مقام ضعف بسر ميبرد ، خشنود شده و سعي به زدن پس گردني به فر مذكور نموده و وي نيز دست او را پس زده است .شاعر بسادگي و با سليسي هر چه تمام تر ميگويد : "اين دست است كه بر گردن او مي بيني داداش"!شايان به ذكر است منظور از كلمه "او" همان فرد "كس خل " كه در مصراع اول ذكر شد مي باشد و كلمه "داداش"در اينجا به قرينه معنوي حذف گشته است.
و در آخر نيز شاعر با بكار گيري صنعت تضمين و با اشاره به خاطره اي (كه همانا زدن پس گردني به فردي به نام "ياري" ميباشد) ارزش و قرب دست خود را بالا برده است و بار ديگر رقيب خود را به خود مي آورد . گويا "ياري" فردي ارزشمند بوده ، چرا كه شاعر ميگويد : "هوش ، اين همان دستي است كه من بوسيله آن به ياري پس گردني زدم!"("هوش" اينجا مانند "داداش" در مصراع قبل حذف شده است).

حجه الحق عمربن ابراهيم ، خيام نيشابوري از بزرگترين دانشمندان و از مفاخر ملي ما نيز ميباشد .در اينكه شهرتش خيام يا خيامي بوده اختلاف است ، امكان دارد كه وي چادر دوز نيز بوده باشد ، گروهي وي را "كس كش" خطاب كرده و گروهي لقب "خوار كسده" به وي داده اند.از سال ولادتش اطلاعات صحيحي در دست نيست ولي در عوض شعر خوب مي سروده است.
اين بود تجزيه و تحليلي از يك رباعي حكيم عمر خيام.





تجزيه و تحليل - حكيم عمر خيام



(قبل از هر چيز اميدوارم تريپاي اين طويله رو تا حالا گرفته باشيد! ما نميخايم اينجا با كسي درگير شيم ، احيانا خوني بريزيم ، شري بپا كنيم ، خوار مادرتونو بگايم ، فاميلتونو با جا آتيش بزنيم ، شاخي به كسي بزنيم ، كسي رو گاز بگيريم يا خايه هاي كسي رو بجويم!)

ولله اين خيام ما خيلي شاعر خفني بوده ، همه شعر هاش مفهومي و سنگينه . بمناسبت شروع به كار دوباره اين طويله - البته اين دفه دو تا آبشخور تازه با شير آلات مزين به طلا و سنگفرش نقره اي (همراه با تخفيف ويژه!) و لوردراپه شكلاتي رنگ تمام قد و 3-4 تا لوسترتمام كريستال ، 4 ست هالوژن مدرن ، 2 ست استريوي ناكاميچي ، 2 عدد دستگاه تهويه مطبوع 3 دريچه و يه سري خرت و پرتاي ديگه (براي 60 متر مربع طويله!) از درآمد حاصل از فعاليتهاي قبلي و هداياي دوستان و هواخواهان (چشم دشمنان اسلام كور!) براش تهيه كرديم ، ايضا سه راس فراري انزو از ژان پاپ پل نميدونم چندم (اينش ديگه تخصص گوركنه!) دريافت كرديم كه در حال حاضر چون قانوني در اين مملكت وضع نشده كه روشن كنه كه يك گرگدن كه چشاش ضعيفه بايد گواهينامه با عينك داشته باشه يا بي عينك و اگه قراره با عينك باشه ، عينكشو بايد نوك شاخ اولش بزاره يا بين شاخ اول يا دوم؟؟ ، گواهينامه نداره ، منم كه يه دفه سر جردن ، فرشته آرزوهامو ، مونس غمهامو ، زيباي زيبا هامو (-كرگدن : خفه شو ديگه مار قحبه ، يه ترير ماده سفيد بيشتر نبود! -كس كش يه بار ديگه وسط ابراز احساسات من زر بزني همچي گازت ميگيرم كه 12 بار معالجه كني هاريت خوب نشه ها!) حول كردم و سه خيابون تيك آف كردم و 2 نفرو زير كردم ، رفتم رو جدول و از روي مدرس جنوب پريدم تو مدرس شمال !!! الان گواهينامم پيوسته!، گوركن هم يه بار وسط رانندگي تو شمال شروع كرد به كف ماشينو كندن و سوراخش كرد و از ماشين پرت شد بيرون !(بعدن هرچي ازش پرسيديم چرا چت زدي؟ گفت هوا خوب بود ، هوس كردم يكم گور بكنم!!!) - ازشون استفاده نميكنيم! و خلاصه خيلي با كلاس شده!
خلاصه اين طويله جديده زياد بدك نيست ولي همين حضرت حق شاهده ، پيغمبر در جريانه كه من تو اين مدت فقط توي خونه يه آدم مايه دار (از اسم بردن فرد مذكور بدليل جنبه هاي امنيتي معذوريم!) در ناز و نعمت به سر ميبردم و تازه وقتي پارس ميكردم كلي برام كف ميزدن!!! داشتم زندگيمو ميكردم اين ادمين مادر قحبه اومد و به 100 ترفند و وعدو و وعيد اينكه برام استخوان با مغز عسلي ميخره و ... مارو ورداشت آورد اينجا!
تو اين مدت كلاسهاي تي آي بي رفتم و ياد گرفتم كه بايد هميشه آدم خودش باشه و از واقعيتا فرار نكنه و كامل باشه ، پس ميخوام براتون اعتراف كنم : خودمونيم (حالا اينا الان ميان سوتي ميگيرن و اسباب خنده ميشيم !)من اولين كاري كه با اين همه پول كردم يك شجره نامه خانوادگي اصيل تهيه كردم ، هركي ندونه فكر ميكنه سگ راك فلر ام!!! توي شجره نامه خانوادگيمون 2 رگه اصيل بيشتر پيدا نميشد - خيلي ضايع بود !! يه رگش يه شين لو بود (13 نسل قبل - رگه پدري!) نروژالاصل و يه رگش هم يه بولداگ (حدودا 7 نسل پيش - رگه مادري!) كه هويت اصليش گم شده !،بقيه هم دقيقا معلوم نيست چي بودن (-گوركن :برو بي پدر ، همتون سگ گله و سگ ولگرد بودين!! -اگه گذاشتي يه دفعه مث يه آدم كامل بشم -كرگدن :آخه كس كش توي توله سگ رو چه به كلاس تي آي بي؟) مام گفتيم چيكار كنيم ، يك فروند شجره نامه خفن درست كرديم همش ژرمن شپر و دالميشن و باكسر و شناوزر .اين كرگدنه رو هم جو گرفت يه رگه پدريشو يوز پلنگ كرده تو شجره نامش!!! يكي نيست بگه آخه نكبت تا حالا كدوم كرگدني با يه يوز پلنگ جفت گيري كرده!؟؟ باز اين خوبه ، يه رگه مادريشو ورداشته عوض كرده به طاووس ، يه رگه ديگه رو همستر !! بش ميگم احمق مگه ميشه آخه؟ شما كرگدنيد!! ميگه بابا خسته شدم از زندگي ، تنوع لازم دارم!!!. اينم از اعترافاي ما ... الان احساس ميكنم كامل شدم ... لايه هاي انرژي گاما رو از نوك پوزه ام تا دمم احساس ميكنم ....
آره ميگفتم ، زياد دور نشيم!!، به مناسبت شروع به كار دوباره اين طويله تصميم بر اين شد كه من نقد مختصري بر خيام بنويسم ...
حتما سوال ميكنيد پس تجزيه و تحليل خيام چي شد؟ جواب اين حقير اينه :مگه شاش داريد؟ گر سبر كنيد ز قوره هلوا صاضيد!!! ايضا در راستاي خود سازي و بالا بردن تحمل اندكي دندان بر جگر بذاريد ... (يه سال هيچي ننوشتيم هيچكي هيچي نگفت! يه هفته هم روش!)




Wednesday, April 09, 2003

فعلا تا اطلاع بعدی و تعویض server و مابقی کسشعریات بلاگ تخته میباشد !!!




Sunday, March 16, 2003

چند وقت پيش يه تريپ كس خل شديم كه يه برنامه نقد و بررسي فيلم سوپر تو بلاگ را بندازيم ! كه بنا به دلايلي بيخيالش شديم ! حالا بگذريم از اينكه خداييش ايده خفني بود كه يكي بشينه از لحاظ هنري يه فيلم سوپر رو بررسي كنه و نتيجش رو تو بلاگ بزنه ! اما در هر صورت سر چند تا مسئله كه مهمترينش طبق معمول كيون گشادي خودمون بود كه حال و حوصله upload چند تا sample رو نداشتيم و از طرفي فكر كرديم در نهايت اينها رو هم upload كنيم باز اين boomspeed ممكنه بازي در بياره و برينه به تريپ كار و … اين توله سگ و پروفسور هم گفتن ما دنبال يه host پدر مادر دار هستيم و يكيشون گفت كه يه نفر بهمون قول همكاري داده و … در نهايت قرار شد اينو بذاريم بعد از اينكه اون يارو اومد و كار رو را انداخت و template بلاگ و عوض كرديم و سيستم جديد اجرا شد و …
خوب نتيجه همچين چيزي هم از قبلش مشخصه كه به كجا ميرسه ! دقيقا عين همين مملكت خودمون كه هر از چند گاهي يه كسخلي پيدا ميشه مياد يه چيزي رو به قول خودش اصلاح كنه ! نميفهمه كه در نهايت تو اين مملكت هر كاري تو يه loop كيري ميافته و تهش بر ميگرده به …
بگذريم داشتيم ميگفتيم كه يه همچين بحثي بود و قرار شده بود يه برنامه نقد و بررسي را بيافته ! كه نشد . ما هم كه طبق معمول طلبه همه رقم بحث و كل كل هستيم تو كفش مونديم . ديروز كه ديديم برادر توله سگ نتايج جستجوي ملت كه گوگل از اونجا به بلاك ما ريفر داده رو نوشت . اولش يوخده تو كف مونديم . نميفهميديم به اينا بخنديم يا به حال خودمون گريه كنيم ! بعدش كه از شوك اوليه در اومديم ( البته چون قبلاً چندتاييشون و ديده بوديم زيادي شوك وارد نشد . مثل اين لرزه هاي خفيف اوليه كه شدت اون زلزله اصلي كه بعدش مياد و كم ميكنه ! ما هم قبلاً چند تا تكون خورده بوديم ! ) تصميم گرفتيم به جاي اون نقد و بررسي كه انجام نشد اين بار يه جشنواره را بندازيم و نقد و بررسي اين نتايج و انجام بديم !! البت چون تعداد اينها خيلي زياد بود فقط نمونه هاي خفنش رو بحث ميكنيم ! قبلش آخرين SEARCH هاي امروز رو هم بنويسيم تا برسيم به بررسيش :
نمونه هاي خفن امروز :
ساك زدن كير مرد
يالا سكس
خواهرم + كس كير كون
كس + شورت

خوب نمونه ها رو ابتدا طبقه بندي ميكنيم .
حالت اول ( 0-2 به نفع گوگل ! ) : در اين طبقه حالتهاي عصبي ناشي از ميل شديد جنسي + مقادير عظيم در كف ماندگي قرار ميگيرن . عموماً اعتقاد بر اينه كه در اين وضعيت شخص ذكور مذكور ضمن ناكامي از فراهم نمودن يك فقره جنس مونث و يا حداقل يه CD سوپر كارامد ! پس از ديدن چند فقره فيلم سطح پايين و فاقد كيفيت و كارايي لازم چه از لحاظ quality !! و چه از نظر كيفيت بدني !! در حالت ناگزيري و فشار آوردن به عضو مربوطه و عدم نتيجه گيري قطعي ! به عنوان آخرين راه حل در حالي كه همچنان گلوگاه عضو مذبور را در ميان دست چپ خويش نگه داشته و مايملك خود را از آن مطالبه مي نماييد ! ( ذكر دست چپ در اينجا به شكل قطعي نبوده و بستگي به وضعيت زماني و مكاني شخص مكفف !! – اسم فاعل از مصدر اندر كف ماندگي !! – دارد ! و عموما دست فرعي شخص براي حصول به نتيجه مطلوب توصيه ميگردد ! ) كانكت شده و پس از باز شدن موتور جستجوي كسخل گوگل با حالت عصبي تمامي نيازهاي ارضا نشده خويش كه فيلم ياد شده فاقد جلوه هاي مورد قبول سمعي و بصري آن بوده !! را در قالب چند كلمه تايپ نموده و در حالي كه همچنان به عمل رفت و برگشت دست ديگر ادامه ميدهد با چشمان خسته اما سرشار از اميد !! نسبت به گشوده شدن افق هاي بديع و دلنشين كليد enter را ميفشارد ! غافل از اينكه همواره براي حل هر مشكل كوتاه ترين ، سريعترين و در عين حال معقولترين راه حل نتايج 100% غلط را به دنبال خواهد داشت !! خصوصاً اين مورد كه موتور جستجوي مذكور يد طولايي در كير كردن اشخاصي كه چشم اميد به آن بسته اند داشته و دارد !
علي اي حال شخص مورد بحث پس از ديدن نتايج حاصل از جستجو با ديدن كلمه AnimalZ در ميان گزينه ها بيش از پيش تحريك شده و با اميد به يافتن جلوه هاي نوين و بديع كه حتي در خاطر وي نيز نميگنجيده طبق تضمين به عبارت :
روزي نگر كه طوطي جانم سوي لبت به بوي پسته آمد و بر شكر اوفتاد !
در حالي كه آلت مزبور از تصور نتايج ناشي از اين كليك پالسي تحريك كننده و اميدوار نماينده ! از ناحيه غدد جنسي دريافت ميدارد به انتظار مينشيند . و پس از ديدن چند فقره متن تخمي – تخيلي و يك فقره موزيك كه در عين خدا بودن بهيچ وجه مناسب و متناسب با چنين لحظات معنوي و عرفاني نميباشد ! با بيان چندين فقره فحش خوار مادر متناسب با وضعيت موجود ، در حالي كه به شدت دچار شق درد و خستگي ناشي از عدم كاميابي جنسي گرديده ! به دنبال يافت نتايج ديگر حاصل از تحقيق ! خود رفته و پس از چند فقره كيرشدگي بدنبال آن دست آخر عطاي نت را به لقاي آن بخشيده و بدنبال راه حلهاي جايگزين در اين زمينه ميرود !
در اين حالت ذكر عبارت 0-2 به نفع گوگل كه هر دوطرف رو( ما و شخص مورد بحث ! ) تا آخرين حد ممكن كير نموده مناسب ترين نامگذاري براي چنين وضعيتي به شمار ميرود !
جستجو هاي :
كير پسر تو كس دختر
انواع سكس و ساك
ساك زدن كير مرد
يالا سكس
كس + شورت
در اين دسته قرار مي گيرند . كه بعنوان عاليترين نمونه جايزه ويژه كير طلايي هيات داوران پس از بحث و بررسي بسيار به سبب دقت در خلق صحنه هاي نادر ، پرداختن به عمق كسخلي با ساده ترين عبارات ممكن ، دقت و توجه به جزئيات و توجه و تامل به ارزشهاي ديني و مذهبي و عدم علاقه به توحش و برهنگي !! و رعايت حجاب حتي در امر سكس ! تعلق ميگيره به :
كس + شورت !!!
اميدواريم كه اين برادرمون در يكايك صحنه هاي زندگي موفق بوده و بيش از پيش در خلق لحظات شاد و دلنشين براي خلق الله گامهاي اينچنين استوار بردارند !
ضمناً جا دارد همينجا از زحمات يالا سكس ! نيز كه با ساده ترين عبارت سعي در شناساندن عمق فاجعه !!! داشت تشكر گردد .

حالت دوم ( ايول اينكاره !!! ) : در اين حالت نمونه مورد بررسي به صورت تخصصي عمل نموده و بهيچ وجه به دنبال يك فقره جلق درويشي همراه با در دست داشتن آلت مزبور پاي به عرصه تكنولوژي و دنياي مجازي نميگذارد ! او يك جوان در كف مانده و وازده از زندگي اجتماعي نيست . او يك شخص ساده لوح و ساده انگار كه قصد دارد با كوتاه ترين راه حلهاي موجود از پس نياز هاي شخصي خود برايد نيست . او در يك كلام يك متخصص است ! كه بدنبال موضوعي خاص و دستيابي به نتايجي كاملا تخصصي پاي به آوردگاه ! ميگذارد ، اما از بخت بد به نتايجي كه بدنبال آن آمده حصول پيدا نميكند . اما اين امر بهيچ وجه از ارزش تلاشهاي فني و علمي وي نميكاهد !! بله برادران او شايسته تقدير است . شخصي كه حتي ابتدايي ترين نيازهاي خود را از طرق كاملا علمي و فلسفي حل و فصل مينمايد و به هيچ روي بدنبال راه حلهاي عامه و روزمره نميگردد كسي به جز يك فيلسوف و عالم و محقق نيست !!
بنابراين AnimalZ ضمن ارج نهادن به ارزش كار اين برادران و تقدير و تشكر از تلاشهاي ايشان و نيز از گوگل كه امكان بازديد اين نخبگان و انديشمندان را از بلاگ ما فراهم نمود از بين :
سكس مع حيوانات
سكس + پيرزن + كير + جنده
خواهرم كس كير كون
جايزه كس مغز بلورين را به سبب ارج نهادن به آثار باستاني و تاريخي ! رعايت كسوت و احترام به پيشكسوتان عرصه جندگي ! برخورداري از طبع لطيف و روح سرشار از معنويت به اتفاق اكثريت آرا تقديم مي كند به : سكس + پيرزن +كير + جنده !

حالت سوم ( وآنگاه كه علم از پاسخ در ميماند ! ) : خداييش اين يه حالت و خودمونم هر چي جميعاً به مخمون فشار آورديم نفهميديم چجورياست ! حالا مثلاً گيريم اوني كه search كرده : جايگزين پيكان دنبال يه تحقيق واسه درس ماشين رشته ديناميكش بوده ! يا اون كسي كه نقاشي + تاريخ + ايران و جستجو كرده داشته در مورد تاريخ نقاشي اين مرز و بوم ! تحقيق ميكرده يا اون نور + علي + الهي داشته دنبال پروژه يكي از دروس شاخه الهيات ميگشته !!! ( كه البته بازم با تمام اين اوصاف آدم انگشت به كيون ميمونه كه اين گوگل خواركسه چطور اين جستجو ها رو ريفر داده به بلاگ ما !!! ) حالا من اون پيكان رو يادمه يه جا نوشته بودم يا اين گوركن يه جايي نور علي نور و تايپ كرده بود . يا توله سگ يه جا نوشته بود الهي از كير دو شقه بشي !! اما اين نقاشي رو خداييش هر چي فكر ميكنم عقلم به جايي قد نميده !!! حالا اگه موزيك بود باز يه چيزي !!
تازه از همه اينها هم كه بگذريم اين search چين + نقاشي ايراني ! رو نميدونم آدم به چه منظوري ميتونه جستجو كنه ! يعني آدم رو ياد اون جريان عنصري ميندازه كه شاه بش گفته بود باس 20 بيت شعر بي معني بگي ! اينم به عنوان يكيش فرموده بود :
گنجشك گرچه پهلوان است شيريني خر ز زعفران است !
حقيقتاً تو كار اين بشري كه اينو search كرده مونديم خفن ! حالا بابا ما حيوونيم ، شما كه ناسلامتي آدم تشريف داري آخه چرا !! حالا اين به جهنم ! گوگل هم انگار يه case تو كدهاي موتور سرچش گذاشتن كه اگر چيزي با هيچ منطقي جور در نمي اومد يا تشخيص نداد به كجا ميخوره و به چي ربط داره ريفر بده به AnimalZ !! جل الخالق !!
در هر حال براي اين حالت هم خواستيم مثل اون دوتاي قبلي بهترين بهترينها !! رو انتخاب كنيم و به خاطر اينكه خودمونم نفهميديم اينها از كجا اومدن و چطوري مرتبط شدن به بلاگ ما ! يه جايزه كه تصورش غير ممكن باشه مثلاً گوز طلايي !!! تقديم كنيم كه بين فقها نزاع شد . دو نفر به اين چين + نقاشي ايراني راي دادن و دو نفر هم به نور علي الهي !!! بنابراين تصميم بر اين شد كه گوز فوق الذكر به دو فقره چس طلايي تقسيم شه و به هر كدام از برادران يا خواهران يكيش و تقديم كنيم !

ضمناً برادران و خواهران برنده ميتونن با در دست داشتن ip address هاشون براي دريافت جوايز و حضور در مراسم عزاداري و سينه زني به هيات AnimalZ مراجعه نمايند .

با تشكر . سخنگو و خبرنگار ويژه اولين جشنواره AnimalZ Search كرگدن .







Saturday, March 08, 2003



والا از شما چه پنهون که اين ايام محرم الحرام براي ما زندگي نزاشته! ديشب با پروفسور يه سر رفته بوديم کس چرخ بزنيم و کس کلک بازي کنيم اومديم خونه ديدم بللللله! دم خونه ملت جمع شدن و همه داد و بيداد و کس شعر ميگن که چه خبره و ....! ما هم از همه جا بي خبر رفتيم تو ببينيم چه خبره که با لاشه نيمه جون کرگدن روبرو شديم!!! يه قمه هم دستش و فرق سرش داره مثل فواره خون ميزنه بيرون! خلاصه نفهميدم چه طوري شدکه اين و رسونديم مريضخونه ، پانسمان و بخيه و چسب زخم و بتادين كار خودش و كرد و فوران خون آروم شد! حالا بش ميگم:

- آخه كس خل! با كي دعوات شده؟
هيچكس! مگه دعوا شده بود؟!
- پس كي با اون قمه زده بود تو ملاجت؟!
خودم!
- چي؟؟؟؟ خودت؟
آره! خوب عاشوارس و باس عزاداري امام حسين و زنده نگه داريم! من اگه قمه نزنم اين سنت ها از بين ميره و ....!
- كه اينطور!

{...والا داشت ما تحتم ميسوخت كه با چه كسخلي طرف هستم! خلاصه با همون دست كجمون يه دونه زدم تو فرق سرش و بازم خون شروع شد!...}

- د مگه كرم داري؟!
برا امام حسينه! پس بزار بيشتر بياد ثوابت بيشتر بشه !
- مادر جنده!
بيلاخ!

خلاصه اين بشر و همنيجور تو مريضخونه ول كرديم و اومديم خونه ديديم بله!! خونه شلوغه و دم در پرچم سياه زدن! گفتم حتما” كرگدن مرده! :( كلي نشستم گريه زاري كه چه بچه خوبي بود و من كلي كيونش گذاشتم و ...! رفتم تو داشتم كف ميكرديم! توله سگ كسكش هيئت محبان اباعبدلله الحسين راه انداخته!! اون پاينش هم يه پرچم سياه زده و نوشته ”يا ابالفضل العباس! كمك كن!!” يه آخونده هم رفته بالاي رختخواب ها و داره كس شعر بلغور ميكنه و اين جاكش هم هي گريه ميكنه!! هاج و واج مونده بودم كه اين ديگه چه رقمشه! خلاصه آخونده اومد پايين و گفت و حالا از مداح حسيني حاج توله سگ دعوت به عمل مياريم كه بياد و براي ما چند بيتي بخونه! اون كسكش هم يه ورق دستش گرفت و رفت اون بالا و السلام عليك يا اباعبدالله و ....! ملت هم دونه دونه لباساشون و ميكندن و ميزدن تو سر و سينه شون من يكي اون وسط مثل دسته خر خشكم زده بود! گفتم اي كس ننشون! تا اينا من و نكشن آدم نميشن! خلاصه از خونه زديم بيرون ديدم سر كوچه شلوغه! گفتم لابد يه جنده اي داره رد ميشه و ملت تيكه ميندازن ديگه! رفتم ببينم چه خبره ديدم بللللللله! پروفسور هم زده تو كار! هر چي ليوان و استكان نعلبكي تو خونه داشتيم برداشته آورده سر كوچه و داره چايي و شربت پخش ميكنه! يه يا ابالفضلي هم رو بليزش نوشته از متاليكا خفن تر (!)..

- د كس كش! تو كه اصلا” مسلمون نيستي بچه! ارمني و چه به حضرت عباس؟
تو درك نميكني! حضرت عباس كه مسلمون و ارمني نميشناسه! به همه شفا ميده!
- يحتمل تو هم ازش يه عقل سالم ميخواي نه؟
اون و كه دارم! آرزوي عاقبت به خيري و ميخام!
- اي كس ننت! خودت هم فهميدي چي گفتي؟!
بچه تو دينت ضعيف شده! برو خدا روزيت و جاي ديگه حواله كنه و ....

خلاصه منم پيش خداي خودم فكر كردم ديدم راست ميگن! اگه ما امام حسين و فاجعه كربلا و زنده نگه نداريم كدوم جاكشي ميخواد اين كار و بكنه! اين دنيا كه به فاك رفتيم! حداقل اون دنيا دم پل سراط وقتي داريم رد ميشيم يكي بگه ”بچه بيا بهشت!‌تو از طرفداراي من بودي!!” خلاصه در راستاي كمكهاي مردمي به هيئت انيمالز حسين (!) به كمكهاي نقدي، خوني، كيوني، عشقي و پستوني شما عزيزان نيازمنديم! و هر روز و شب مجلس حسيني در اين مكان برگزار ميگردد....!

السلام عليك يا اباعبدالله!




Wednesday, March 05, 2003

متن و كه publish زديم قبل از اينكه اون پروفسور جاكش موس و تصاحب كنه ! يه سر داديم اين توله سگ بخونه نظر بده . متن و خوند يه مدت مابقي بلاگ رو هم ديد زد . گفت : الان يه نگا انداختم ديدم بيشتر از نصف چيزايي كه تابحال نوشتيم در مورد اين بوده كه به زودي يه چيزي خواهيم نوشت ! ما هم يه نگا انداختيم ديديم يه جورايي راس ميگه انگار ! اين بود كه تو فكر رفتيم كه علتش چيه كه چيزي نمينويسيم ! البته خوب در مورد اينكه اين پروفسور شعور 4 خط كسشعر نوشتن و نداره كه شكي نيست . درباره اين گوركن كيون گشاد خواركسه هم كه مجموعاً تابحال از بدو پيدايش بلاگ ! رويهم رفته حتي به اندازه زمان يه نيمه فوتبال وقت رو اينجا نذاشته هم بحثي نداريم . اما مجموعه اين عوامل هم باز دليل نميشه . در هر صورت از اون اوايل و حتي ماقبلش كه جايي ديگه مينوشتيم ، اين پروفسور همون گهي بوده كه الان هم هست و اين گوركن هم همينقدر كيون گشاد . اما بحث سر اينه كه باز قبلنا يه چيزي واسه نوشتن داشتيم . يعني حتي يه فاجعه بشري ! مثل گوركن هم گاهي اوقات دو خط اراجيف از خودش صادر مينمود . اما حالا حتي شخص شخيص خودمون هم با اينهمه كمالات كه در گذشته وصفش شد !چيزي نمينويسيم . نشستيم يوخده فكر كرديم ديديم مشكل جاي ديگست . ما موضوع واسه نوشتن نداريم . يعني اگه مثلاً جاي اين 5 min كه هر روز واسه بلاگ وقت ميذاريم ( كه عمدتاً شامل اين ميشه كه animalz رو باز بكنيم و comment هاي ملتو بخونيم . يا يه سر به mailbox مون بزنيم ! ) حتي 10 min هم وقت بذاريم !! باز چيزي واسه نوشتن نداريم . اين بود كه يه نگا به دور و برمون انداختيم ببينيم مشكل كجاست !يه مدت گذشت . به اين نتيجه رسيديم كه گويا مشكل حادتر از اون چيزيه كه قبلاً به نظر رسيد . يعني در واقع ما با يه بحران طرف هستيم ! اونم نه يه بحران درون گروهي ، بلكه يه معضل بزرگ منطقه اي و حتي فراتر از اون و چه بسا يك مشكل عديده جهاني !! اون هم اينه كه دنيا جديداً خيلي كيري شده !! جذابيت خودش رو از دست داده . يا به بيان بهتر هيچ چيز جديد و جذابي تازگيها اتفاق نميافته ! باز قبلنا هميشه يا يه گوشه دنيا جنگي چيزي بود يا يه يارو كسخل ميشد با هواپيما ميرفت تو ساختمون ملت يا يه بنده خدايي بعضي وقتها تو همين مرز پرگهر خودمون يه سخنراني خفن ميكرد ملت تا يه هفته شارژ بودن يا …
ولي الان هيچي كه هيچي . اين از اون بوش خواركسه كه هر روز ميگه يه هفته ديگه به عراق حمله ميكنيم . نميدونم يه ماه ديگه حمله ميكنيم . ملت و تو كف گذاشته ! يكي نيس بگه كسكش مگه تاريخ امتحان پايان ترمه كه هر روز انگشتش ميكني ! يا حمله كن خوارشون و بگا يا بگير بتمرگ سر جات !! حالا باز اگه يه جنگي چيزي ميشد آدم يه موضوع جالب داشت كه بنويسه ! يه وقت ميديدي يكي از اين برادران هم يه سخنراني چيزي در مورد جنگ كرد كه اصلاً عيناً همون و بزنيم ملت تا يه هفته بدون نياز به هيچ كس شعر ديگه اي بخندن ! اينم فكر كنم خاتمي رو ديده داره راه اونو ميره . مثل اين كه اون اوايل ميگفت مجلس دست من نيست اختيار ندارم . 2 سال ملتو همينطوري سر كار گذاشت . بعد مجلس رو هم بهش دادن . باز گفت دوسال زمان كمه هيچ غلتي نكرد . دوباره ملت بهش راي دادن اومد گفت قوه قضاييه دست من نيست اختيار ندارم . اين و هم بهش بدن دوباره مياد ميگه شوراي نگهبان دست من نيست ! بعدش هم لابد ميگه من رهبر نيستم اختيار ندارم . ملت فهيم ما هم هي هر سري مثل بچه آدم سرشون و ميندازن پايين ميرن بش راي ميدن !! اونم يه روز ميگه نميدونم منتظر قطعنامه هستيم . يه روز مانور داره . يه روز ميخواد موافقت اتحاديه اروپا رو جلب كنه . يه بار جلسه داره با رييس آژانس انرژي اتمي ، يه بار دو ماه واسه كريسمس مرخصي ميده ! يحتمل ميخواد جنگه رو اينقد كشش بده كه يه بار ديگه هم واسه دوره بعدي بش راي بدن ! در هر صورت كس ننش !
اين هم از كشور خودمون ! نه كسي رو ميگيرن . نه ميكشن . نه ميكنن !! هيچي كه هيچي ! هر روز عين روز قبلي ! نه روزنامه اي توقيف ميشه ! نه اصلاً روزنامه اي چيزي مينويسه كه توقيف بشه ! نه پرونده نظرسنجی داریم . نه ... همه ملت صبح از جاشون بلند ميشن . صبحونه كره اطلس طلايي ميخورن !! يه لقمه هم ميگيرن تو اداره بدن همكارشون ! پاك هم يادشون نميره ! هيچ فرقي هم نميكنه چه شيري بخورن . لباسهاي پاتن جامشون و ميپوشن ميرن سر كار. ظهر هم نهار تك ماكارون با سوياي سبحان كه خانمشون تو ظروف پلاستيك بهداشتي صنايع پلاستيك ايران واسشون گذاشته رو به همراه نوشابه تاپسسسسسسس ، رو اين مبلمان اداري مبليران صرف ميكنن و با خودروهاي ملي ، افتخار مليشون كه بر حسب اتفاق شبيه ماشينهاي پژو از آب در اومده !! يا در نهايت اين موتور سيكلتهاي روزي 1200 تومني كه هر روز 3 كيلو شمش طلا جايزه ميده ! بر ميگردن خونه . سر راه هم چند بسته نخودي نمكي 5 ستاره ! و شكلات چيچك ( كه تنها موجوديه كه از نارگيل خوشمزه تره و با 4-3 تا آپركات ميتونه روش و كم كنه ! ) و لواشك فافا براي بچه ها و بابا !! ميخرن ميبرن خونه هايي كه سقفش و ايزوگام كردن و كاملاً مطمئنه . شام هم مرغ برگر 202 با سس سالاد دلپذير ميل ميكنن و بعد از تماشا كردن تلويزيونهاي صا ايرانشون كه حاصل خلاقيت و ابتكار ايرانيه و فقط دستگاههاي مونتاژ و قطعات الكتريكي و ماده اوليه پلاستيك و شيشه هاي فلات و لامپ تصويرش رو از خارج وارد ميكنن !!! ميرن رو تختهاي فرفرژه كه از طبقه زير همكف ! اين ساختمونه تو شهرك قدس !! خريدن ، پتوهاي گلبافتشون و ميكشن روشون كه خوابهاي خوش ببينن و به همين ترتيب در كمال آرامش و بخوبي و خوشي زندگي ميكنن ! در نهايت تنها مشكلشون تو زندگي ميتونه چرخ باشه كه اونم انسان بهش فكر كرده ! ( البته اوني كه نشون ميدن بيشتر شبيه ميمونه تا انسان ! ) و حل شده . بنابراين وقتي دارن به اين خوبي و خوشي زندگي ميكنن و هيچ مشكلي هم نداران تا بهش فكر كنن طبيعيه كه هيچ اتفاق خاصي هم براشون نيافته !! تازه بعد یه عمری که یه وزیر پیدا میشه دلش به حال این زندگی خشک و ینواخت ملت میسوزه محض حال و حول ملت 50% میکشه رو قیمت بلیط هواپیما ! زرت ظرف سه سوت میکشوننش مجلس حالش و میگیرن !
تو بقيه دنيا هم خبر خاصي نيست . هر روز مثل اين نيم قرن اخير رژيم اشغالگر قدس ( كه بردن اسمش كراهت داره و بالطبع ما هم اسمش رو نمياريم ! ) چند تا فلسطيني كه سرشون و انداخته بودن پايين برن از فروشگاه محل نون باگت بخرن ! طي عمليات تروريستي به شكل ددمنشانه اي به خاك و خون ميكشن ! و در مقابل این برادران حماس هم طی یه سری عملیات شهادت طلبانه !!! یکی دوتا دیسکو که محل تجمع اراذل و اوباش بوده یا یه سری اتوبوس شهری که توش پرتاپر جاسوسهای موصاد به شکل لباس شخصی نشسته بودن ویا یه سری مجتمع به ظاهر مسکونی ! که در واقع محل ساخت سلاحهای میکروبی و کشتار جمعی بودن ! منهدم میکنن ! که اون نصفه اول رو تلویزیونمون به شکل کامل با تمام جزییات روزانه به مدت 1 ساعت از کلیه برنامه های خبری پخش میکنه و اون قسمت دومش رو هم میشه تو سایت BBC یا CNN دید !! تو مابقی دنیا هم که اتفاق قابل ملاحظه ای نمیافته . نه سیلی نه زلزله ای نه حتی طوفانی گردبادی آتشفشانی چمیدونم هیچ کوفت و زهرماری اتفاق نمیافته !! انگار همه مردم دنیا شدن یه مشت بچه مثبت که تو زندگی دنبال هیچ تنوعی نیستن ! حتی گروگانگیری و کشتار قومی هم دیگه دمده شده ! فقط تو آفریقا و ممالک توسعه نیافته انجام میشه !
خوب با این وضعیت چه توقعی میشه از 4-3 تا حیوون داشت ؟! خداییش اگه یکم منصف باشین یه نمه هم به ما حق میدین که موضوع واسه نوشتن نداشته باشیم !

آخرین قطرات این آشغالی که به اسم عرق 2 تومن بهمون قالب کردن و که ریختیم تو حلقمون یه بار دیگه صفحه word و از بالا تا پایین چک کردیم . گفتیم کون لقش اینم میفرستیم تا بره !




Tuesday, March 04, 2003

نه اينريختي نميشه . گويا باس يه چيزي بنويسيم ! البت خستگيمون كه در نرفت هيچي حسمون هم بدتر به گا رفت . اما اگه آدم ! بخواد به اميد اين گوركن مادر قحبه باشه ، ول معطله . حضرت حق شاهده كه همين موجود انسان نماي ! مادر جنده سر بلاگ دهن اون پروفسور كس كش و گاييد ! البت دروغ چرا ! راسيتش به تخم چپمون هم نبود كه اين دو تا كيون هم ميذارن ! ولي ديگه جاكشي هم حدي داره ! دو شبانه روز تمام اينو بيدار نگه داشت كه آره رنگ بك رو اينشكلي كن . نميدونم قسمت كامنتها رو ببر سمت راست . فونت اون فلاش كوفتي و عوض كن نميدونم icon ها 16 رنگه ببرش رو 256 . چميدونم … هر چي اين ميگفت بابا بذار با همين كه هست كار رو راه بندازيم و بريم جلو زير بار نرفت . جاكش مينشست استدلال ميكرد كه آره ، كار بايد بدون نقص باشه . فلان باشه . ما كه قراره هر روز !!! اينجا متن بزنيم بايد از نظر شكل هم عالي باشه كه ارزشش و داشته باشه !!!
حالا خداييش از اين بالا تا پايين چند تا متن از اين خواركسه ميبينين ؟! از همه بيكارتر و الاف تر هم اينجا شخص خودشه ! شب ساعت 3 گرفتيم كپيديم با صداي كيبورد از خواب بيدار ميشيم . ميگيم چه گهي داري ميخوري ؟ ميگه دارم واسه بلاگ متن مينويسم !!! يكي نيست بگه ديوث ( خدا وكيل آخرشم نفهميدم اين كلمه رو چطوري مينويسن ! ) شب تا صبح بيداري . داري با ملت كس چت ميكني . بشين دو كلمه كسشعر هم اينجا بنويس !
البته از يه نظر بهش حق ميدم . آخه از يكي كه باباش كوني بوده مامانش جنده (‌بكار بردن زمان گذشته فقط به اين دليله كه ميخوام موضوع رو از نظر تاريخي براتون بشكافم ! و الا نه آدمي كه كيوني شد ميتونه توبه كنه نه كسي كه پول جندگي تو جيبش رفت ميتونه بره سراغ يه كار آبرومند ! )ديگه چه توقعي ميشه داشت ؟! تازه منصفانه كه فكر كني ميبيني كه ميتونست خيلي بدتر از اين هم باشه ! باباهه كه صبح تا شب بيرون دنبال يه كيون حلال ! مامانه هم كه شب تا صبح خونه بوده گرفتار كار و كاسبي و داد و ستد و رزق و روزي حلالتر ! كه بلكه يه لقمه نون در بيارن بكنن تو شكم اين . از بچگي تا حالا كه دوتا آدم حسابي يا كار و كاسبي شرافتمندانه نديده كه يه چيزي ياد بگيره ! هر چي ديده همين صحنه هاي منافي عفت عمومي بوده ! ( اين منافي عفت عمومي خيلي خفنه ! ) كسي هم بالا سرش نبوده كه بد و خوب و درست و غلط يادش بده . نتيجش شده اين ! زندگي سختي داشته اين اخويمون !( از خوانندگان تقاضا ميشه دوقطره اشك واسه شادي روح اين برادرمون بريزن . نزديكياي ماه محرم هم هست صواب داره ! اجرتون با سيدالشهدا ! ) حالا انشاالله اگه يه روز سرحال بوديم و حسش بود ميشينيم داستان زندگي اين گوركن و براتون مينويسيم !
خلاصه اين ارقام . حرف و حديث زياده . اگه آدم بخواد همه رو بنويسه مثنوي هفتاد من كاغذ ميشه . تا اينجا رو هم كه گفتيم فقط من باب اين بود كه بدونين با چه موجودات مادرقحبه اي سروكار داريم و يوخده بهمون حق بدين كه اين بلاگ و داريم ماهي يه بار ! update ميكنيم . يعني فكر نكنين كه ما دستمون تو جيبمونه و همينطور نشستيم منتظر كه ملت بيان واسه چيزايي كه نمينويسيم ! comment بدن ! در واقع دستمون تو جيبمونه و نشستيم ، اما در عين حال به اين گوركن هم فحش خوارمادر ميديم كه يه چيزي بنويسه ! اين خيلي با اون اولي فرق و توفير داره ! بگذريم ..
كجا بوديم ؟.. آهان اينكه در هر صورت كيون لق هر دوتاشون دست آخر اين كيريه كه به كيون خودمون كرديم و تا دسته هم باس فرو كنيم داخل ! حالا هر چي هي لفتش بديم و منتظر بمونيم يكي بياد حداقل زورش و اون بزنه فايده اي نداره ! اين ضرب المثله چي بود ؟! آهان : كون از خودمون تف هم بهمچنين ! بنابراين اومديم كه بعد از ذكر اينهمه اراجيف بگيم كه انشاالله به حول و قوه الهي و با استمداد از الطاف باريتعالي حالا كه از مسافرت برگشتيم و دم عيده و سر اين توله سگ يه مقدار خلوت تره ( و صد البته اين گوركن همون مادرجنده ايه كه بوده و همچنان هيچ اميدي نداريم كه گهي بخوره واسه اينجا !) قصد داريم با تعويض مسير اون رگ عصبي كه مسقيماً پالسهاي الكتريكي ارسالي از سلسله اعصاب بينايي و شنواييمون و divert ميكنه به سمت چپ منطقه تحتاني عضو معلوم الحالي به اسم خايه ! ( يه جورايي نه به اين شدت ! كپي رايت توله سگ ! ) بيشتر واسه اين خراب شده وقت بذاريم . تا اينقده جد اندر جد شرمنده ملت بچه باحال نشيم !
ضمناً برادران شما هم يوخده واسه دوست و آشنا اين طويله رو تبليغ كنين و تو مسنجر لينكش و واسه ساير ملي كه فكر ميكنين ممكنه با اينجا حال كنن بفرستين راه دوري نميره ! اجرتون با مامان گوركن !! ( صد البته واضح و مبرهنه كه اين امر تبليغات و … هم وظيفه همين جاكش بوده .كه با توجه به وضعيت موجود تصميم گرفتيم حالا كه خودش سرباز زده بندازيم گردن والده گراميش ! كه از خجالت ملت دربياد !)
خوب ديگه زيادي كسشعر گفتيم . اين پروفسور هم كه خداييش آخرش نفهميديم كه حالا كه بلاگ قسمت فني كارش تموم شده وجودش چه لزومي داره ! گير داده كه زودتر سر و تهش و هم بيار . نميذارن كه آدم ! 4 خط متن پرمحتوا و سرشار از مضامين بديع ادبي و هنري و برخواسته از ذوق رفيع و طبع لطيف از خودش براي آيندگان به يادگار بذاره كه !!! (‌ته جمله ادبي ! ) د جاكش صبر كن تموم شد ديگه . اين يه ماه كه ما نبوديم كه با pc هيچ كاري نداشتي ! هيچ غلطي نكردي . همين حالا كار پيدا شد ؟! اي كس ننه هر چي … نه اين كوتاه نمياد . ما شر و كم كنيم ديگه .

تا بعد …




Wednesday, February 12, 2003


انگيزه !


با حيووناي خونگي (البته نه چندانم خونگي!) نشسته بوديم داشتيم گپكي ميزديم (همون نشخواركي ميكرديم!)
يه حساب سر انگشتي زديم به مضمون ذيل و يه نتيجه گرفتيم به مضمون ذيل ترش!

1) خود سانسوري بد درديه ...
2) 22 بهمن واقعه بس كيري ايه ...
3) يونجه بايد ارزون بشه ...
4) مامان گوركن بايد جوون تر بشه ...
5) خيابونا بايد آسفالت شن ...
6) پرايد ماشين كيري ايه ...
7) من توي دهن اون دولت ميزنم (پيدا كنيد پرتقال فروش را!)
8) من علاوه بر توي دهن اون دولت كون اين دولت هم ميگذارم (پيدا كنيد بستني فروش را!)
9) طويله ها من بعد به مناسبت 22 بهمن يا هر چند ديگه بهمن (و در حالتاي كلي تر هر چند هر ماهي) بايد چراغوني شن تا از عظمت انقلاب ما كاسته نشه و به آبروي اسلام خدشه اي وارد نشه ...
10) به منظور جلوگيري از تلفات همنوعان! تمامي سگهاي ولگرد بايد با ماژيك شب رنگ - رنگ بشن (اومانيسم سگي!)
11) لامپهاي هالوژن زياد داغ ميكنن!
12) آمريكا غلط ميكنه به فلسطين حمله كنه
13) پس تكليف حمله عراق به اسراييل چي ميشه؟
14) اند سو آن!

...

جز نتايج آموزنده اخير .. نتايج ديگر و مهمتر ديگري هم گرفتيم كه به شرحتون ميرسونيم

اينجا حدودا روزي 30-40 تا بازديد كننده داره
‌}
حالا بماند كه آخه كس ليساي دختر نديده ذليل زاده اصل خايه مال! وقتي توي فلان سايت با سر در 3 عكس از يك جنده در حالتاي مختلف . يه متن "امروز اصلا حالم خوب نيست .. يه فيلم سوپر گرفته بودم از *** دو تا زن ميفتن به جون كس و كون همديگه و همديگه رو انگشت ميكنن . اه اه . من كه بدم مياد . البته فكر نكنيد من جنده ام . چند تا بي فرهنگ پيدا شدن وبه من نامه دادن كه اگه مايلي قرار بزار ببينيم همديگه رو .كثافتا . من فقط به دوست پسرم كس ميدم"
550 تا كامنت ميزنيد!!! برادرا / خواهرا - عزيزا - نكبتا ! 2 تاشم اينجا بزنيد (به اين ميگن خايه مالي وارونه)
{
در طي دو هفته گذشته ما حدودا 400 تا بازديد كننده داشتيم كه از هر 100 نفر اگه يكيشون بخاد يه نظر منور راجع به اراجيفي كه ميخونه (خونده) بده . قاعدتا ما حداقل 4 تا كامنت بايد ميخورديم! اما دريغ از يه دونه!
حالا اين آدمو به تفكر مياره كه چي؟
1) سبك نوشتاري بس كيري و نپسنديدست و هيچكي باهاش حال نميكنه (پس اين 30 نفر از كجا اومدن ؟ حضرت حق شاهده كه ما براي اينكه آمار دقيق بگيريم . كوكي ها و كس شر جات مربوط به براونت رو بلاك كرديم! يعني از خودمون اثري به جا نميمونه كه بگيم خوب مثلا 10 تاشم خودمون بوديم!)
2) حضرات بيننده زيادي فراخ هستن و به خودشون اين زحمتو نميدن كه در عوض 10 ديقه مطالعه و اون 2 تا دونه لبخند كيري اي كه گوشه لبشون نشسته يا اون يه اپسيلون صفر حالي كه كردن - 2 خط هم كس شر در راستاي دلگرمي ما بنويسن!
3) ولله ما ديگه حاليمون نيست!
4) حالا كه خوب فكر ميكنم! ميبينم كه يه كمم حاليمه ! : تبليغات براي سايت كم شده و ملت بچه باحال هنوز اين طويله منوره رو زيارت نكردن
5) كون لق گوركن!

حالا طبق استدلال شهودي : "اون چيه كه زرده درازه موزه " ميتونيم استنباط كنيم كه گزينه 5 صحيحترين گزينه است!

خلاصه اينكه ما هرچي به ماتحتمون (در جهت گرفتن نتيجه!) فشار آورديم كه تريپ چيه كه ملت بچه باحال مارو تخم چپشونم حساب نميكنن! هيچ حاصل نشد جز تركيبات مشكوكي از گازهاي متصاعده كه جاي تفكر داشت!

واما نتيجه اينكه : كس ننتون ملت!
و در پايان بازم كيون لقتون كه ما اينهمه جون كنديم برا اينكه به شما حال بديم و نتيجه حاصله جنده شدن مامان گوركن بود كه بس بيربط هم بود!
(عجب ودكايي بود ! فكرشو بكنيد ... 1 ساعت توي خيابون ساعت 1:30 تا 2:30 شب پرسه زدن و موزيك گوش كردن توي هواي سرددددددد / خيابونا خلوت - چه حالي داره بعد از خوردن اون ودكا!)

عرض دگري نيست!
خوش باشيد!




Tuesday, February 11, 2003


بدون شرح! و اندكي هم باشرح ! 22 بهمن !!

به روايت يكي از دوستان!
ديشب ساعت حوالي 10-10:30 بود داشتيم از خيابون رد ميشديم
خيابون هنوزم شلوغ بود
اشرفي اصفهاني به سمت فلكه دوم صادقيه ...
يهو ديديم يه تيكه خيابون شلوغه و ملت از چپ و راست دارن ميرن وسط!
اول فكر كرديم تصادفي چيزي شده!
رفتيم جلوتر ديديم 3-4 تا بچه واستادن هنوز كركشون در نيومده
يكي اومد جلو حدودا ... 11-12 ساله!!!

-آقا شيشتو بده پايين ...
-خوب؟
-همين برو جلو ...
-ا؟ چه جالب! باشه!

بله همونطور كه حدث زديد ... ايست بسيج!!! فلكه دوم صادقيه!! اصلا سابقه نداره!
ميريم جلوتر .. نگا ميكنيم .. 4-5 تا ماشينو نگه داشتن .. دو تا پسر جوون رو دارن ميزنن ... 2-3 تا دختر هم (يحتمل متعلق به همون ماشين) دارن با نگراني اينور اونورو نگا ميكنن و خايه هم نميكنن زر بزنن ! ... 2-3 نفر كلاش دارن ... چفيه .. عينك .. آدماي ريقو كه دماغشونو بگيري جون از كيونشون به ملكوت اعلا فرار ميكنه!
كسي جلو نمياد! ملعلوم نيست چه مرگشونه! ديگه داريم ميگزريم از اين بندو بساطا

-قربون با ما كاري نداري ما بريم؟
-چرا عزيز
(اي *** *** ! بازم ميخان گير بدن! كيرته ! ما كه استثناا هيچي همرامون نداريم! *** ****!)
...
-بيا اينارو بگير
-چي هست؟
-ميبيني كه ... به سلامت ..
-گوربان سنه ...(يه نمه كيونده پررو بازي - چون هيچي همرامون نيست!)

ميريم جلوتر!

-چي هست؟
-نميدونم بزا ببينم ..

2 تا بسته كيري ... توش چهار تا بادوم زميني و 1 دونه شكولات و 1 دونه آبنبات و 3-4 تا كاندوم و ... (نه ديگه آخريش اضافه بود!)

"22 بهمن مبارك باد + يه مشت كس شر شعر و بند و بساط كه آره ما خداييم و خدا ما رو از ملت نگيره و .. !!!"

- *** **** **** *** ها ...
- آره ** *****!

(راننده حدودا 20 متر جلوتر 2 تا بسته رو پرت ميكنه بيرون)

-*** ها جلوي ملت رو ميگيرن .. جوونارو كتك ميزنن .. مزاحم آرامش مردم ميشن .. حالا اومده شكولات ميده به ما!
*** خودتونو 22 بهمنتون!
-آره *** **** ها .. خوب كاري كردي انداختي!
-*** ***!
...
(2-3 كيلو فحش ديگه از همين قبيل به هرچيز كه سر راه ديده ميشه شامل يه دونه موتور بي ام و پليس .. چراغ راهنمايي .. دست انداز .. بامپر .. راننده تاكسي پيكان و .. !)




Friday, February 07, 2003

راستش ما داشتيم كس چرخ ميزديم يادمون اومد وبلاگ هم داريم! گفتيم عرض سلامي بكنيم بد نيس




Wednesday, January 29, 2003

دیشب این بروبچ همه امتحان داشتن و نشسته بودن خرزدن واسه فردا صبح . ما هم از رو بیکاری تلویزیون رو روشن کردیم . دیدیم یه برنامه داره به اسم آنسوی خبرها ! والله ما که زیاد نگاه نمیکنیم اما دوستان بعداٌ گقتن که اینو هر شب بعد از خبر میذاره . اینم از جمله اون ابداعاتیه که فقط تو مملکت ما دیده میشه و بس ! آخه یکی نیس به این جماعت بگه مگه خبر هم پشت و رو و اینور اونور داره ! تازه برادران که معتقد هستن دارن اطلاع رسانی شفاف میکنن ! خوب اگه اینقده شفافه باس اونطرف خبر هم پیدا باشه خودبخود ! دیگه لزومی به برنامه اضافی نیس ! همون اخبار شفافتون که مثل شیشه میمونه و میشه دنیا رو از داخلش دید پخش کنین ! ملت هم به خودشون زحمت میدن و اونورش و یه نیگا میندازن !!! ... بحث سیاسی شد . بهتره لاشو درز بگیریم . آدمیزاد جماعت تو کار این سیاست مونده چه برسه به ما که حیوونیم و دخالت تو کار بزرگان هیچرقمه بهمون نیومده ...
از موضوع دور شدیم . داشتم میگفتم که همچین برنامه ای داشت پخش میشد . بحثش هم در مورد افزایش 50 درصدی قیمت بلیط هواپیما بود ! خداییش خیلی باحاله . شب بخوابی صبح بیدار شی ببینی یه چیزی 50 درصد یهو گرون شده ! اونم یکی از خدمات دولتی !! جالب اینجا بود که هیچکس هم اطلاع درست حسابی نداشت . حتی اصلاٌ بحث بود سرش که قانونی بوده یا نه ! با نماینده های کمیسیون عمران مجلس هم که حرف زدن میگفتن که وزیر دلایلش برای افزایش قیمت قانع کننده نبوده . یعنی نه قراره خدمات جدیدی ارائه شه و نه ... بگذریم تا اینجا هم ربطی به ما نداره . سرجمع سالی یکی دوبار من قبل این مسافرت میرفتیم با هواپیما که من بعد اونم نمیریم ! اما من تو کار این وزیره موندم ! بالام جان دو تا دلیل نتونسی بیاری ؟! ... خیلی دلمون به حالش سوخت . این بود که نشستیم فکر کردیم چند تا خدمات جدید بهش معرفی کنیم که 3-2 روز دیگه که خواست بره مجلس اینریختی آبروریزی نشه !
این لیستی که میبینین حاصل تفکراتمون بود در مورد خدماتی که شرکت هواپیمایی میتونه ارائه بده :

1 – شرکت میتونه من بعد به جای حمل مسافران از مسیر مستقیم طول مسیر رو افزایش بده ! مثلاٌ اگه قراره پرواز از تهران به مقصد شیراز انجام شه هواپیما بره یه دور ازطرف یزد بزنه بعد بره اونور ! این شکلی هم مسافرها احساس میکنن که بابت پول اضافی که دادن بیشتر تو هوا دور میخورن و هم اینکه از این طریق با جاذبه های جهانگردی و تاریخی بقیه شهرهای مملکت آشنا میشن ! چه بسا اصلاٌ طلبه شدن یه سر هم به اونجا بزنن ! مثلاٌ طرف شیراز که پیاده شد بگه کیون لقش همون یزد باحالتر بود ! و بره یه بلیط بگیره واسه اونجا !
2 – کلیه پروازها با 1 ساعت تاخیر اضافه ( منظور ا ساعت بیشتر از اون 5/1 ساعت تاخیر معموله ! ) انجام بشه تا مسافرین ضمن استفاده از خدمات رفاهی فرودگاه و سالن انتظار از فرصت حاصله بهره لازم برده و با مطالعه روزنامه جات و کتب سودمند ضمن پر کردن اوقات فراغت خود گامی مهم در جهت اعتلای سطح فرهنگی کشور برداشته و نیز با خرید کتاب و روزنامه از فروشگاههای موجود در سالن ضمن کمک اقتصادی به این عزیزان اقدام ارزنده ای در جهت رشد و تقویت فرهنگ نشر مملکت نموده باشند ! در این خصوص استفاده از تاتر عروسکی جهت سرگرمی کودکان و مسابقات دوره ایه نون بیار کباب ببر با جوایز ویژه جهت والدین ایشان نیز توصیه میگردد!
3 – کاهش سرعت حرکت هواپیما در جهت افزایش زمان پرواز ! در این صورت مسافر ضمن انجام یه محاسبه سرانگشتی ساده متوجه میشه که مثلاٌ قبلاٌ واسه یه مسیر یه ساعته 40 تومن مایه میداده و الان واسه یه مدت یه ساعت و نیمه 60 تومن ! اینشکلی به راحتی قانع میشه که به ازای پول اضافی که هزینه کرده مدت زمان بیشتری پریده !!!
4 – دادن این اطمینان به مسافران که شرکت هیگونه طرحی برای نصب و راه اندازی گیرنده های تلویزیونی برای مسافران حتی در دست بررسی نیز نخواهد داشت ! این یکی کاملاٌ تضمینیه ! فقط تصور کنین که مجبور باشین همین آنسوی خبرها رو تو هوا هم ببینین !!!
5 – اجرای عملیات آکروبات هوایی جهت شادی و نشاط مسافرین که خلبان میتونه در حین پرواز چند تا تیکه سقوط آزاد و چرخش 360 درجه و ... برای مسافرین داشته باشه . در همین راستا مهمانداران عزیز هم میتونن با اجرای عملیات ژانگولر و شعبده بازی سر ملت رو تا رسیدن به مقصد گرم کنن ! ( البته خوب چند تا سقوط آزاد واقعی ! هم که با تقریب خوبی همه هفته توسط این شرکت انجام میشه میتونه هیجان حاصله رو دو چندان کنه ومسافرین ضمن جیغهای ممتد در حین سفر خاطرات تونل وحشت شهربازی رو واسه همدیگه تداعی کنن ! )
6 – پیشفروش بلیط های هواپیما ! به دلیل اینکه اصولاٌ در کشور ما از هر گونه جنس پیشفروش شده استقبال میشه !!! ( حالا میخواد این جنس یه پیکان به قیمت 60 میلیون واحد پول مملکت باشه !!! ) فلذا این راه حل نیز جهت افزایش اشتیاق ملت به خرید بلیط ها پیشنهاد میشه !
7 – و در آخر یه راه حل جایگزین هم ارائه میشه تا در صورتی که با دلایل فوق الذکر نمایندگان قانع نشدن جهت افزایش سود شرکت اجرا بشه . اون هم استفاده از بدنه هواپیماها برای تبلیغ انواع پفک و ماکارونی و لواشک ( تنها 3 محصولی که در تولیدشون به خودکفایی رسیدیم !!! ) هست . یعنی مثل این اتوبوسهای شرکت واحد بدنه هواپیماها رو نقاشی کنن . حتی میشه تبلیغ رو یه پارچه نوشت و از بال عقب هواپیما آویزون کرد ! و در صورتی که متقاضی به اندازه کافی نبود هم از شعارهای عام المنفعه : ورزش برای سلامتی مفید است . یا : نماز ستون دین است و .... استفاده نمود .




Tuesday, January 21, 2003


نظر خواهي


اونطور كه بوش مياد
ملت با متن تخمي (تعريف : متني كه قدر مطلق طولش منهاي 3-4 خط به سمت اپسيلوني بزرگتر از صفر ميل كنه)
بيشتر حال ميكنن تا با متناي طولاني؟
متناي طولاني به نسبت متناي كوتاه كامنت قابل توجهي نميخورن؟
ملت يه تريپ نظر بدن كه با متناي طولاني بيشتر حال ميكنن يا كوتاه؟ و آيا اصلا ميخونن متناي طولاني رو؟

خوش باشيد!




Sunday, January 19, 2003

اين همونيه كه اين مادر جنده ادمين ديليتش كرد! حضرت حق شاهده كه من 3 ساعت داشتم تايپ ميكردم! گير كيري داد! الهي از كير 2 تيكه بشي!
---
ولله در راستاي اين تريپ اخير كه هيچ كس شري نزاشتيم تو بلاگ !يك رقم چتمان !!! انجام شده كه در ذيل تقديم حضورتان ميگردد! این مال اون چند روزیه که ما رفتیم مسافرت . این گورکن جاکش مادر به خطا هم رفت شهرستان . اون کرگدن کس کش هم نشسته بود کیرخایه خودشو باد میزد تمام وقت !
به كسايي كه وقت اضافي و درجه كس خلي در حد مورد نياز دارن حتما توصيه ميشه كه مطالعش كنن !
---
هرچي فكر ميكنم! اين ديگه كيريه! نميطلبه!!! ولي كس ننه ادمين! براي كيون سوزيشم كه شده ميزارم!



گفتمان : چرا نمينويسي جاكش


كرگدن : جاكش ميخام برم تفسيره سوره حجرات رو بخونم!
گوركن : !
كرگدن : مال حاج آقا قراعتي
كرگدن : !!!
توله سگ : !!!
گوركن : !!
گوركن : آقا
توله سگ : فردا تا 27 ام امتحان نداري كه
كرگدن : فردا امتحان
توله سگ : فردا بزار
گوركن : بابا كرگدن
كرگدن : كس كش
كرگدن : مگه كري؟
كرگدن : ميگم فردا قران
گوركن : يه كس شر مگه اون دفه نزاشتم برات؟
گوركن : همونو بزار
كرگدن : پس فردا ...
توله سگ : پس فردا بزار
گوركن : بماند كه خفن چرته ! ولي بهتر از هيچي ا كه؟
كرگدن : 2 روز بعدش ...
توله سگ : !!!!!!
كرگدن : خوب جاكش
كرگدن : يه بارگي ميزارم 3 روز ديگه
توله سگ : نه عزيز
توله سگ : اتفاقا
كرگدن : ميام متن مينويسم!
توله سگ : هيچي
توله سگ : بهتر از كيريه
توله سگ : ....
كرگدن : كس خلم مگه
گوركن : بابا كيري نيست!
كرگدن : يه هفته هيچي ننوشتيم
كرگدن : الان بيام بزنم
كرگدن : بعدش فرداش بيام بنويسم؟
كرگدن : !!!
توله سگ : !!
كرگدن : آقا
كرگدن : تا يادم نرفته
كرگدن : توله سگ
گوركن : بله؟
گوركن : !!!
توله سگ : گفت آقا
توله سگ : نگفت مادر جنده !!
كرگدن : Anathema-Pitiless
كرگدن : رو که گوش دادي؟
توله سگ : آره
كرگدن : الان یه بار دیگه بزار گوش كن
گوركن : آره - خفنه !!!
كرگدن : من ميگم
توله سگ : !!
گوركن : توپه
گوركن : عاليه
توله سگ : تو خفه جنده
كرگدن : واسه بك
كرگدن : تو خفه!
كرگدن : !!!
گوركن : !!!
توله سگ : هروقت گفتم كونده
كرگدن : !!
توله سگ : تو بپر وسط
توله سگ : بگو منم هستم !
توله سگ : !!
كرگدن : !!!
كرگدن : آقا
گوركن : !!!
كرگدن : واسه بك
گوركن : !!
گوركن : بله؟
گوركن : !!!
توله سگ : مادر جنده ميگيرم ميكنمتا!!
كرگدن : بزار گوش كن
كرگدن : اگه حال كردي
توله سگ : آقا
توله سگ : من فردا هم که اومدم دارم ميرم
توله سگ : هر طور كه شده
كرگدن : بزاريم واسه بك
توله سگ : كتابه رو بگيرم
كرگدن : !!
توله سگ : فردا شبم
توله سگ : يحتمل
توله سگ : اين آناتما هرو رديفش ميكنيم
توله سگ : و يكيشو ميزاريم اين رو
توله سگ : اونم نشد
توله سگ : Parisienne Moonlight
توله سگ : اولش خيلي رديفه
توله سگ : يه كاريش ميكنيم
كرگدن : اون غمگينه
توله سگ : عوضش ميكنيم
كرگدن : اگه قراره غمگين باشه
كرگدن : EverWake
گوركن : نه بابا
كرگدن : بهتره
گوركن : اگه چيز خدا ميخاين
گوركن : خداييش ميگم ها
گوركن : يعني هم توپ باشه
گوركن : هم شاد و كس خلي
گوركن : خفنه ها
توله سگ : نه ... شادو كس خلي چيه؟
گوركن : اين آخرين نوار بلك كتز هست !!!!
توله سگ : به نوشته هاي كدوم ما ميخوره؟؟
گوركن : !!!
گوركن : !!!!!
گوركن : !!!
توله سگ : گوركن
توله سگ : همينه هيچكي كيرشم حسابت نميكنه!
گوركن : !!!
توله سگ : چون
توله سگ : مادرت
توله سگ : جيندست
كرگدن : !!!!!!
توله سگ : جينده جينده
توله سگ : !!!!
كرگدن : !!!!
كرگدن : بلك كتز !!!!
گوركن : !!!
كرگدن : پوفففففففففففف
گوركن : !!!!
گوركن : !!
توله سگ : يه بلاگ ميزنيم
كرگدن : اي خدااااااااا
توله سگ : مجمع كونياي ايران
كرگدن : منو امشب بكش
توله سگ : اين گوركن رو ميگيم بشه طراح سايت
كرگدن : اينو نگو
كرگدن : كه رفيقمون
گوركن : !!
گوركن : !!!!
گوركن : !
كرگدن : بلك كتز گوش ميده
گوركن : !!
كرگدن : !!
كرگدن : هي روزگار ....
توله سگ : خدايا
توله سگ : منو بكن
توله سگ : ولي مامان گوركن رو سالم كن
توله سگ : !!!
گوركن : !!!
كرگدن : !!!
توله سگ : !!!
گوركن : !!
گوركن : خدايا اين توله سگ رو بكن ولي گشادش نكن !!
گوركن : بابا مسخره بازي بسه
گوركن : جدي بايد فكري كرد !!
توله سگ : برو كيري
توله سگ : !!!
توله سگ : "فكري كرد "
توله سگ : !!
توله سگ : كرگدن
توله سگ : پتو داري خدمتت؟؟
كرگدن : آقا
كرگدن : جدي باشيم !
كرگدن : گوركن جان
گوركن : ؟
كرگدن : جداٌ كس ننت
كرگدن : !!!!
توله سگ : !!!
توله سگ : بچه ها
توله سگ : اينطوري نامرديه خداييش
توله سگ : كرگدن
گوركن : !!
توله سگ : به برو بكس يه ندا بده
توله سگ : يه آگهي بديم تو انيمالز
توله سگ : يه پولي جمع كنيم
گوركن : من الان ميام
توله سگ : اينقدر مامان گوركن رو ميكنيم
گوركن : بابا اهانت نكن !
توله سگ : دس خالي نفرستيمش خونه !
كرگدن : !!
كرگدن : !!!
كرگدن : من
كرگدن : 10 چوب اولو
كرگدن : خودم مايه ميدم
گوركن : قهوه گذاشتم ...
گوركن : بيارم
گوركن : !!!
كرگدن : !!!
كرگدن : اااا
كرگدن : گفتي قهوه
كرگدن : ياد مادرت افتادم
كرگدن : !!!
توله سگ : قهوه ؟
توله سگ : از مامان مايه گذاشتي؟
كرگدن : آقا
كرگدن : خداييش خيلي ستمه
كرگدن : هي به مامان اين گير ميديم
كرگدن : يكمم بريم سراغ
كرگدن : باباش !!
توله سگ : !!!
كرگدن : !!!
گوركن : شرمنده
گوركن : چي شد؟
كرگدن : هيچي
گوركن : چه تصميمي گرفتيد؟
كرگدن : ولله من گفتم
كرگدن : به مامانت ديگه فحش نديم!
گوركن : كس ننتون !
كرگدن : به بابات بديم!
كرگدن : توله سگ گفت نه
كرگدن : همون خوبه
كرگدن : حالا
گوركن : بابا جدي صحبت كنيد
كرگدن : به بن بست سيديم
كرگدن : خودت يه نظري بده
كرگدن : هرچي باشه
توله سگ : !!!
توله سگ : بزاريم
گوركن : بي نزاكتا !!!!
گوركن : !!
كرگدن : !!!!
توله سگ : فرزند كونيين خودش انتخاب كنه
كرگدن : !!
كرگدن : آره
گوركن : چيو ؟؟
كرگدن : همون
توله سگ : !!
توله سگ : هيچي
كرگدن : امروز
توله سگ : آقا بسه
كرگدن : امتحان وصيت نامه
توله سگ : حرف بسه ...
كرگدن : نه نه
توله سگ : ديگه بريم سراغ مامان گوركن كه منتظره ....
توله سگ : !!!
كرگدن : اينو باس بگم
كرگدن : !!!!!
كرگدن : امتحان وصيت نامه
گوركن : د ميخاين كس بگين ! من بيكار نيستم ! وقتم ارزش داره !!!
كرگدن : تستي بود
كرگدن : آقا بيخيال ... كس ننش واجب شد ...
كرگدن : !!!
توله سگ : !!!
كرگدن : يكي از تستا گفته بود
كرگدن : امام در وصيتش
كرگدن : پدر شاه را
كرگدن : چگونه خطاب كرده است؟
گوركن : د كس كشا ! وقت همين ميشستيم متن مينوشتيم! تا حالا سايت 600000 تا ويزيتور داشت !!!
توله سگ : !!!
كرگدن : 1 - رضا قلدر
كرگدن : 2 - پدر بي فرهنگي
كرگدن : 3 - رضا شاه
كرگدن : 4 - آريامهر
كرگدن : !!!
توله سگ : !!!
كرگدن : !!!!!
توله سگ : !!!!!
توله سگ : مادر جنده جواب نبود ؟؟ !!!!!
توله سگ : (سانسور شد)
توله سگ : (سانسور شد)
توله سگ : كيرم (سانسور شد)
كرگدن : جواب ميشد پدر بي فرهنگش !!!!!
توله سگ : (سانسور شد) !!!!!!!!
توله سگ : !!!
توله سگ : پدر بي فرهنگش !!
كرگدن : حالا يه تست ديگه
گوركن : !!!
كرگدن : دشمن براي ضربه زدن به انقلاب
كرگدن : به كجا بيشتر اهمين ميدهد؟؟
گوركن : !!!!
كرگدن : 1 - كودكستانها
كرگدن : 2 - دبستانها
كرگدن : 3 - دبيرستانها
كرگدن : 4 - دانشگاهها
كرگدن : !!!!!
گوركن : !!!!!
گوركن : اين كدوم امتحانه؟؟
كرگدن : جواب 4 !!
كرگدن : تحلیل وصيت نامه !
كرگدن : !!!
كرگدن : حالا
توله سگ : آقا
توله سگ : آقا
توله سگ : خداستتتتت
گوركن : !!!
كرگدن : اين سوالش
توله سگ : اين درس چيه من ميرم واسه ترم ديگه ور ميدارم حتما !!!
كرگدن : خدا بود !!
کرگدن : جاکش بهت گفتم اول ترم بیا اینو باهم بگیرم . این یارو استاده من فک کنم از عمد این سوالا رو میده !
توله سگ : كودكستانها !!!!
توله سگ : (سانسور شد)
توله سگ : فكر كرده بوده
كرگدن : وصيت امام با چه جمله اي آغاز ميشود؟؟
توله سگ : همه (سانسور شد)
گوركن : بابا بيخيال !!!
توله سگ : دشمن مگه قزوينيه كه رو كودكستان ها سرمايه گذاري كنه ؟ :!!!!
كرگدن : 1 - بسم الله الرحمن الرحيم
كرگدن : 2 - بسمه تعالي
كرگدن : 3 - به نام يزدان پاك
كرگدن : 4- به نام خدا
كرگدن : !!!!
گوركن : صد رحمت به معارف !
گوركن : ترم اول معارف داشتم !!
توله سگ : !!!!!!!!!!!
توله سگ : خداستتتتتتتتتتتتت
توله سگ : 1 ا؟
گوركن : يه جاش هست . (سانسور شد)
توله سگ : آقاا
توله سگ : جواب چنده ؟ !!!!
كرگدن : 1
كرگدن : كدام دولت است كه دنيا را به آتش كشيده است؟
گوركن : !!!
كرگدن : 1 - آمريكا
كرگدن : 2 - اسراييل
كرگدن : 3 - شوروي
كرگدن : 4 - انگليس
كرگدن : !!!!
كرگدن : يعني 40 تا تست داده بود
كرگدن : تا حالا هيچ كس شري به اين نابي
كرگدن : نخونده بودم !
توله سگ : آقا همينارو پرچم ميكنيم !! خداست !!!!
توله سگ : !!!
گوركن : !!!
كرگدن : !!!!






اين برادران ادمين و توله سگ سر جريان اون متن كذايي يه دل سير از مجامعت با خوار مادر همديگه فيض بردن ! بعد از چند ساعتي كه ديگه نفس فحش دادن نداشتن ، ادمين و برادر گوركن يه سر رفتن بيرون به قصد خريد كتاب و ما نيز جهت تقسيم قوا نزد برادر توله سگ مونديم . ( كه البته بالطبع اين هيچ ربطي به اينكه كيون لباس پوشيدن و بيرون رفتن و نداشتيم نداشت ! ) يه مدت گذشت . اين توله سگ پشت pc نشسته بود و باهاش ور ميرفت . يهو احساس كرديم يه صداهايي به صورت نامحسوس شنيده ميشه كه چندي بعد به صورت محسوس به گوش رسيد !
-اي كس خوارت - مادر جنده - لاشي …
ما سرمون و بالا آورديم . يه نگا از پشت سر بهش انداختيم . پيش خودمون گفتيم اين يحتمل هنوز اعصابش بابت اون جريان كيريه . خواستيم يه چيزي بهش بگيم . گفتيم بيخيال . 4 تا كس شعر هم بار ما ميكنه ! خداييش قيافه اين توله سگ موقع عصبانيت ديدن داره . يه جورايي هم خفنه هم خنده دار ! خلاصه گفتيم بيخيالش شيم . باز يوخده رفتيم تو فكر يهو صداي كوبيدن مشت اينو به ميز شنيديم !
-ا ا ا مادرتو گاييدم !
-بابا بيخيال اخوي . پيش مياد . اين كه اخلاقش دستته . همينطوريه . حالا يه ساعت ديگه برميگرده ميگه كيون لقت ! بزنش . به جهنم ! حالا تو واسه چي راست كردي ؟! آدم كه واسه يه نوشته كه حالا … يهو ديديم اين برگشت طرف ما . با يه حالت مات و مبهوت صاف زل زد تو چشمون يه چند ثانيه همينطور بيحركت بدون اينكه پلك بزنه ما رو نگا ميكرد ! ديديم انگار وضعيتش نگران كنندست !!
-هان ؟ چته ؟ حالت خوش نيس ؟!
-ببينم . تا حالا شده يه mail مادرتو به گا بده ؟
-mail ؟
-يعني نه عادي به گا بده ها ! يه جوري كه تا خود صبح بكننش و صداي جيغ و دادشو بشنوي !!
-بابا بيخيال ! حالت خوبه ؟!
-نه ! خداييش نه ! به گا رفتم . جان كرگدن ميله عين اين بود كه يه كير مصنوعيه يه متري بكارن تو زمين و از ارتفاع 3 متري با كيون بپري روش ! يعني خفن مادر ميگاد !
-ببينم ويروسه ؟! يا يه كوفتي تو اين مايه ها ؟!
-كاشكي ويروس بود ! ويروس يه تريپ ننه آدمو جنده ميكنه بيخيال ميشه ! اين همينطوري هي ميگاد . هي ميگاد .
-بالام جان يه وقت اين pc و كيوني نكرده باشي ! اين پروفسور اگه بياد ببينه دستگاه داره مثل اونبار كيون ميده ، سر هر كليكي كه موقع نصب ويندوز ميكنه باس براش ساك بزنيم تا بيخيال شه ! يادته اون دفعه ؟!
-نه بابا . با pc كار نداره . فقط ننه آدميزاد جماعت و دوره ميكنه ( اين باز جو گرفتش . خيال برش داشت كه آدمه! - يادداشت نويسنده ) تخصصي كار ميكنه ! بيا ببين خودت .
-ببينم مطمئني كه با pc كاري نكرده ؟! يعني من بيام ببينم فقط ننه خودم جنده ميشه ديگه ؟!
-آره بابا . بيا ببين . البته عواقبش با خودته . ما هشدار داديم بهت !
-آهان . خوبه . خيالم راحت شد . با pc كار نداشته باشه . يه group sex بره ! خيالي نيس !



-اي خوارتو گاييدم جاكش . داشتيم زندگيمونو ميكرديم !كس كش مگه تو برادر پدر نداري ؟! مگه آزار داري ؟!رفقاي مردم دنبال يه چيزي ميگردن كه به رفيقشون حال بدن . رفقاي ما تو انبار كاه و يونجه ميگردن يه ميخ طويله پيدا كنن . از اون سر كلفتش بكنن به ماتحت آدم . ( استفاده از لفظ آدم در اينجا عمدي و به اين دليل بود كه خواستيم بار گناهش رو بيشتر كنيم !!!‌)
-جاكش بهت گفتم عواقبش با خودته !
-نه برادر ! نه مومن ! اين اصلاً هشدار دادن نداره ! اگه يه ذره انسانيت يا لااقل حيوانيت ! در وجودت بود ، باس همون موقع del ميكردي . اصلاً به رو خودت هم نمي آوردي كه همچين چيزي ديدي !
-نه . ميخواستم يكي تو اين گاييده شدن شريك باشه كه احساس سوزشش نصف شه !
-حقا كه ننت جندست ! خداييش ازت نميگذرم ! اون دنيا بايد جواب پس بدي ! هر چي رو اونور ببخشم اين يكي رو بيخيال نميشم !
-جان تو منم همينها رو به اوني كه ميل رو برام فرستاد گفتم !
-اونم يحتمل به نفر قبلي !
-آره اين دقيقاً يه چرخه فوق كيريه كه انتهاش متصل ميشه به كيون ننه سازندش !
-دقيقاً ! اون دنيا مامانش بايد از خجالت خيليا درآد !



يه ساعتي همين شكلي باهم حرف ميزديم ، تا اين دوتا اخويمون هم برگشتن . يه تريپ ما هم به تلافي اون ننه اينها رو فرستاديم رو sex machine و يه چيزهايي تو مايه همينها رو ازشون دريافت كرديم .
اما جان خودم نباشه ، جان همين گوركن ! حتي با وجود اينكه سوزشش تقسيم به 4 شد ، باز هم هنوز زيادي خفنه ! 24 ساعت گذشته ،‌اما هنوز عرقمون خشك نشده ! نه خايه داريم كه دوباره بريم نگاش كنيم . نه ميتونيم از فكرش بیایم بیرون . بنا به پيشنهاد اين ادمين مادر جنده ! (‌توله سگ فتوا داده هر وقت اسم اين ادمين مياد يه فحش خوار مادر يا پدر برادر هم باس پشتبندش ضميمه شه تا كراهت تايپ اسمش رو خنثي كنه !!! … ما هم كه اصولاً از اينگونه پيشنهادات استقبال ميكنيم !!! … پس به سلامتي مامان پروفسور كه از امروز قراره به همه حال بده !! … نوش … !‌) تصميم بر اين شد كه عكس مظنون رو بزنيم تا همه بفهمن اين موجودات جاكش مادرزاد چگونه روح و روان و احساسات انسانها رو بازيچه مطامع نفساني خودشون ميكنن !! ( حالا گيريم ما حيوون ! 4 تا آدم هم اينو ديدن لابد تا حالا ! برادران مساله جديه ! انسانيت در شرف نابوديه !!! )
فقط قبلش گفته باشيم كه كليه عوارض جنده شدن جد اندر جد بيننده به عهده شخص خودشه و AnimalZ هيچگونه مسئوليتي در اين خصوص متقبل نميشه . از همين الان ميتونين قبل از اينكه اون ماسماسك سمت راست رو بكشين پايين كه چشمتون به جمال اين روشن شه ، يكم به آينده خود و والدين گراميتون فكر كنين كه بعد از يه عمر زندگي يحتمل با عزت با دست خودتون موجبات عذاب اخرويشون رو فراهم نيارين !
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
در اينجا از كساني كه سابقه حمله قلبي دارن عاجزانه تقاضا ميشه نوك انگشتان اين ادمين ( اينبار خواركسه ! )‌ رو به خون خودشون آلوده نكنن !!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خوب بالام جان . يحتمل شما جزو جماعتي هستين كه از عارضه مازوخيزم مزمن از نوع حاد رنج ميبيرين ! و با اين وضعيت ديگه كاري از دست ما بر نمياد ! خداوندا تو شاهد باش كه اينجانب كرگدن سعي و كوشش و مجاهدت بسيار نمودم كه اقدامات اين ادمين پدركونده !!! كه يه يقين از مادر قحبگي بيش از حدش ناشي ميشه رو خنثي كنم ! اما گويا اين جماعت خود كمر به قتل خويش بسته اند !
بنابراين اين شما و اين Mercedes Benz F400 Carving به قيمت 000 286 $ تمام !